نمط سی و ششم
از دست غم تو ای بت حور لقا
نه پای ز سر دانم و نه سر از پا
گفتم دل و دین ببازم از غم برهم
این هردو بباختیم و غم ماند به جا
شیخ بهاء
عشق و عقل دو موجود که می خواهند من را نابود کنند. عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو و من در حیرانی میان این دو ...
داشتم نگاه تاریخی با دیده عقل به زندگی ام می انداختم در حیرت از خود بی خود شدم و گفتم الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:13 توسط محمد
|